شمس الدين رشديه
113
سوانح عمر ( فارسى )
و حساب بسيار مبسوط و مفصل . چنان كه گذشت تعليمات علوم رياضى دار الفنون كلا تحتنظر حاج نجم الدوله اداره ميشد . اين قسمت را همينجا داشته باشيد . يكى از شاگردان بسيار باهوش و قابل دار الفنون ، عليخان بود كه بعدها بلقب ناظم العلوم ملقب شد . فعلا ما او را عليخان ميشناسيم كه هنوز لقب نگرفته است . همان اوقاتى كه رشديه در تبريز در كش و قوسهاى ناهموار مخالفين و دشمنان علم و ادب بود ، و از محلى به محلى پناه برده مدرسهاش را با صد خون دل و هزاران نشاط علم ميكرد ، عليخان دوره دار الفنون را به پايان رسانيده براى تكميل تحصيلات عازم فرانسه مىشود . و دار الفنون پاريس را از كلاس اول مىبيند . اگرچه به ظاهر چند سالش را گم كرده است ، ولى خواندهها را دوباره با تتبعات تازه دانشمندان زبردست و معلمين ديگر با اصول و سليقه ديگر خوانده ، بسيار مسلط و ورزيده دار الفنون پاريس را به پايان رسانده ، علما و عملا در شمار پلىتكنيسنهاى خوب پاريس درآمده ، با سرمايه فراوان از علم و آشنائى كامل باصول تازه ، وارد ايران ، و وارد تهران و وارد دار الفنون مىشود . و به حق يا غير حق ، زمام تعليمات علوم رياضى را به كف ميگيرد . حاج نجم الدوله از آن پس توقفش را در دار الفنون مقتضى نديده ، بيرون مىآيد . عبد الرزاق خان بغايرى هم ، با اينكه سال آخر تحصيل و نزديك به ديپلم گرفتنش بود ، چون سخت دلباخته استادش نجم الدوله بود ، رفتن استاد را تحمل نتوانسته ، و بر خلاف ميل استاد خود دار الفنون را ترك گفت ، و در خانه مشغول ترسيم نقشه ايران بزرگ 140 * 40 / 1 شد . و مدت هشت سال زحمت ترسيم آن را تحمل كرده است . على خان ناظم العلوم هم مثل حاج نجم الدوله ، مورد احترام تمام استادان رياضى داخلى و خارجى بود ، و حقا شايسته اين احترام هم بوده است . از اولين دوره شاگردانى كه دوره تعليمات ناظم العلوم را ديده فارغ التحصيل شده بودند ، بهترين و قابلترينشان شادروان حاج ميرزا محمد خان رزمآرا ، پدر شادروان سپهبد رزمآراء بود كه در سال 1315 قمرى ، معلم رياضيات مدرسه رشديه بود . و كتاب « ارشاد الحساب » را جهت شاگردان آن مدرسه تاليف فرموده بود . و بعدها بموجب خواهش حاج مخبر السلطنه از رشديه ، بمدرسه « علميه » رفته تدريس رياضيات آنجا را به عهده گرفت . حاج ميرزا محمد خان رزمآرا در آرتش قاجارى به رتبه امير تومانى رسيده ، بسيار مؤدب كمصحبت زاهد و پرهيزكار ؛ و قسمت آخر عمرش را كاملا با خداى خود مشغول بود ، جز مطالعه تفسير قرآن و انجام عبادات كارى نداشت . دو ماه بفوتش مانده بود كه طبق معمول بزيارتش رفته بودم ، ديده بسيماى روحانيش دوخته به خود ميباليدم كه بچنين سعادتى مشرفم . صد و پنج سال و سه ماه از عمرش گذشته بود . ميفرمود ، « خدا را چگونه شكر كنم كه صد و پنج سال از عمرم گذشته ، و خدا همهجور سعادت از هرجهت نصيبم كرده است ، كه از همه بالاتر قابليت و لياقت پاكى همه اولادم است . » درود فراوان بر روان پاكش باد ! شادروان حاج ميرزا محمد خان ، علاوه بر دوره رياضيات ، دوره نظام دار الفنون